مادرانه هایم....
برای تو مینویسم....همه ی آمال وآرزویم...
برای تو مینویسم که به یمن وجودت مادر شدم وفرصت مادرانگی بند بند وجودم را فراگرفت برای تو مینویسم که به حسن نفست زنده مانده ام ....
میخواهم از مادرانه ام برایت بگویم که نکرده ام .....ولی بدان که تلاشش را کرده ام ...دلم میخواهد برایم در اوج بمانی ....دلم میخواهد نفس هایم شمارنده ضربان بهترین هایت باشد ....دلم میخواهد باشی وفرصت باتوبودن توشه مادرانگی ام شود .....بارها با نفس هایت نفس کشیدم وبا هر صدا کردنت به زانو نشسته ام ولب برچیده ام که خدایا شکرت من هم مادر شدم.....دلم میخواست بجای هرزمین خوردنت من فرشی میشدم به زیر پایت نه که زمین نخوری بلکه درد نکشی ....دلم میخواهد تمام درد هایت از آن من باشد.... برایم جاویدان بمان
خدایابه شکرانه این موهبت سر به اسمانت میبرم بالا وهزاران هزار شکر مزید شکرم میکنم که خدایا متشکرم ،دوستت دارم دوستت دارم


مادرانه هایم....
