ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

وروجک کوهنورد

شلوغ پلوغ از همه چی از همه جا

1392/12/15 21:59
190 بازدید
اشتراک گذاری
سلام سلام میدونم خیلی خیلی دیر شده واسه آپ کردن اما معذرت معذرت شرمنده  شرمنده...

این آخر سالی حسابی گرفتارم البته بیشتر تنبل ام .

خونه تکونی مامانیشون تموم شده خونه تکونی خودمم تا حدودی تمومه بازار رفتنامون تمومی نداره که این هوا با این حال وهواش آدم رو از رختخواب میکشه بیرون و میاره تو بازار ولی وقتی برمی گردی شاید یه خرید از لیستت رو انجام دادی شاید این بهونه اس که فرداشم بری بازار...

این روزا حال وهوا حال وهوای هفت سین و شیرینی پزون و سبزه انداختنه.....

میخوام تموم کارا و فعالیتای روزای گذشته ات رو یکجا توی این پست بذارم

*یکی از بازیایی که خیلی سرگرمت میکنه قایم باشکه که مرحله چشم گذاشتن رو یاد گرفتی اما با کلک نگاه میکنی که کجا قایم میشیم

*لگو بازی رو هم با علاقه بیشتری دنبال میکنی اما تنهایی از این بازی لذت نمی بری وباهاش ارتباط برقرار نمیکنی

*داستان سازی مرحله جدیدیه که هرداستان یا قصه ای که از روی تصاویر به زبون قابل فهم تو تعریف میکنم رو بادقت گوش میدی وبعدش عرکوم از شخصیتا یا کاراشونو ازت میپرسم رو با زبون خودت بهم جاب درست میدی.

یعنی تصاویر کتابات رو به خوبی مسلطی (اگه فرصت کنم عکس صفحات کتابات رو توی یک پست واست میذارم البته سر فرصت...

*این روزا شخصیت دخترانه ات رو به خوبی نشون میدی به خوبی با عروسکات بازی و باهاشون ارتباط برقرار میکنی گاهی بهشون آب میدی گاهی پوشکشون میکنی گاهی موهاشونو شونه میکنی  غذا میدی بهشون بیشتر لباسای خودتو از تو باکس بر میداری وتنشون میکنی دارو بهشون میدی وهرکاری که بلدی و میبینی من برات انجام میدم رو واسه اونا تکرار می کنی...

*همه چیه ها وسوالایی که تو خونه یا توی مسیرازت میپرسم رو جواب میدی...

*گل یا پوچم رو هم دوست داری یعنی زمانایی که داری گریه ودادوبیداد میکنی تا مشتم روبه نشانه بازی ببینی ساکت میشی...

*خب به سایه بازی هم علاقه مندی بیشتری نشون میدی

*به واسطه سوغاتی که دایی ابولفضل واست اورده تو شتر رو هم شناختی واین شتررو هم  خیلی دوست داری

وهروقت می پرسیم این شتررو کی واست خریده می گی دییی(دایی)

*ماهی رو هم میشناسی و شکلکش بلدی میگیم ثمین خودتو ماهی کنی لباتو به شکل بوسه جمع میکنی وسعی می کنی لب پایینتو تکون بدی..

*گل رو هم میشناسی ومیگی گول وبه تقلید از من به سمت گلای پشت پنجره می ری و برگ گلارو میگیری تو دستت ومثلا داری بهشون رسیدگی میکنی..

از این روزات عکس ندارم چون با دوربین غریبی میکنی وهروقت میخوام یه شکار لحظه بزنم شاکی میشی یا باسرعت میای به سمت من تا تصویر ضبط شده رو ببینی .من راحتت گذاشتم وکمتر از کارات عکس میگیرم

*علاقه بسیار بسیار به حیوانات داری مخصوصا الان توی این بازه عاشق گربه ای و بابا جونتم کوتاهی نمیکنه و هروقت بتونه تورو به گربه ها می رسونه گاها شب ها  دیروقت هم در کوچه ها پی گربه برای تو دردانه میگردد  و یا در کوچه ها در پی جوجه ای مرغی خروسی یا سگی است  که نشانت دهد تا تورا خوشحال  کند

 

| پنجشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۲| 21:59 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)