کوهپیمایی وروجک کوهنورد
جمعه دوم خرداد بود وقرار شده بود اون روز به روستای بوژان واسه کوهپیمایی بریم این اولین برنامه کوه از تابستون گذشته اس البته با این وروجکی شما نمی دونستیم چیدن این برنامه شدنی بود یا نه؟آخه نمیدونستیم تو کوله یا آغوش باباجون آروم میگیری ؟تو این برنامه قرار بود عمورسول ومنصوره جون وآقارضاوعاطفه جون بهمراه امیدآقا ومطهره جون با آریا کوچولو که کوهنورد کوچولوی این برنامه بشه وبرای اولین بار تو 10 ماهگیش قراره بود یه برنامه کوهنوردی رو تجربه کنه،همه چی همونجوری که برنامه ریزی شده بود پیش رفت فقط ما تو استارت برنامه نبودیم ودوستازودتر شروع کرده بودن با دوتا مهمون جدید.ما هم بعد اونا مسیر رو شروع کردیم اولش خوب بود اما هرچی جلوتر میرفتیم بازیگوشیات بیشتر جوون میگرفت وهمش میخواستی بیای پایین و بازی کنی ما مسیر رو تا چشمه شکراب باهم ادامه دادیم تا به گروه رسیدیم وتا بعدازظهر همونجا موندیم خانواده حاجی نوری هم به ما پیوستند توی این برنامه درس طبیعت شناسی رو با هم تجربه کردیم واون درسا ازجمله سنگ شناسی ،برگ ،گل،ومثل همیشه آتیش بازی وجمع کردن چوب واسه چای آتیشی و......
روز خوبی بود تو برگشتم همون بازیگوشی را تکرار میکردی وخیلی راغب بودی خودت راه بری تا بتونی آب بازی کنی
اما این تجربه بهمون فهموند که تو توی این سن طاقت برنامه سنگین و نداری وباید برنامه های خیلی سبک کوهنوردی برات چید
.
.
.ممنون از باباجون که این برنامه های خوب رو می چینه ومارو خوشحال میکنه




ثمین یه چوب پیدا کرد که شکل مداد بود وباهاش رو خاک نقاشی میکرد گاهی هم باهاش آتیش بازی میکرذ

باباجون با کمترین امکانات تورو سرگرم میکنه وباهات بازی میکنه

اینم گل ریواس

اینم همنوردکوچولوی وروجک کوهنورد(خداقوت همنورد)

آره همیشه اخمو نیس لبخندم زیاد میزنه توعکس قبلی فقط خسته شده که اخم کرده

| شنبه دهم خرداد ۱۳۹۳| 18:57 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کوهپیمایی وروجک کوهنورد
