یه جمعه در طبیعت
امروز جمعه ما هم تو این روزای پاییزی قشنگ اومدیم تا برگ ریزون درختا رو ببینیم وقبل از سرد شدن هوا به دامن طبیعت پناه اوردیم تا خاطره ساز لحظه هامون بشه،یه برنامه ناهار با دوستان در طبیعت روستای برف ریز

نازگلک من داره گردو هایی رو که پای درخت افتاده واون پیدا کرده رو واسه دوستش سپهرخان میشکنه
البته و صدالبته جای توجه هستش که دخترکم گردو رو روی سنگ میکوبه تا خرد بشه



این سپهرک واین مرد کوچک فارغ ازهر دغدغه خودشو به خاک وکاه سپرده ولذتی رو که ما بزرگترا خیلی وقته به فراموشی سپردیمو تو لحظه هاش زنده کرده وتازه با نکن نکن کثیف میشی ولباساتو کثیف کردیه ما بزگترام روبروست که حرفامونم تحویل نمیگیره وسرش به کار خودشه...واینم ژست گرفتنش وقتی متوجه لنز دوربین میشه

| جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۳| 10:43 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه جمعه در طبیعت
