ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

وروجک کوهنورد

بازی (25)کاربانخ وقیچی ونی از دامنه بازیهای گروهیمون

1393/7/3 10:29
160 بازدید
اشتراک گذاری

آخرین جلسه این دوره بازیهامون تو اولین روزای پاییز هزار رنگمون تو سازمان آتش نشانی تو کار با نی ونخ خلصه شد بازی این شکلی بود که با نی های باریک سفت که قبل ترها برای آبمیوه ها کیسه ای یا همون ساندیس ها استفاده میشد ،بریده شده بودن به اندازه یک سوزن وته نی ها با یک چیز نوک تیز که رو حرارت قرارگرفته سوراخ سوزن رو ایجاد کرده بودیم وازاون نخ کاموا رد کرده وگره میزدیم وبه دست دردونه ها میسپردیم مقداری هم نی آبمیوه تاشو که برش زدنشون براشون سخت نباشه بهشون دایم ویک قیچی تا برش بزنن تو هر اندازه ای که دوس دارن وبعد با اون سوزن دست ساز ریسه درست کنن وهرکی تو خیالش اسم این ریسه رو یه چیزی میذاشت گرچه که همه ریسه ها شکل هم بودن فقط تفاوتش تو دید وتخیل کودکانمان بود ...

ثمینک من میگفت گردنبند

یاسین میگفت ماشین گنده همون هیجده چرخ رو میگفت

سپهر آتش نشان وعاشق آتش نشانی میگفت شیر آتشنشانی ساخته

صدف میگفت سرویس جواهرات و....

اینجا دخترکم با تمرکز زیاد سعی در برش زدن نی ها داره براش یکم سخت مینمود اما تا زمانی که خسته نشد تلاششو کرد واین اولین تجربه درست استفاده کردن از قیچی اش بود

 

55150180466024505358.jpg

فدای اون انگشتای ظریفت بااین فیگور تمرکزت

 

 

 

اولین سازه گروه گردنبند ثمینکمان

ژست آرشیدایی

 

 

پایان بخش برنامه دردونه ها باید با پخش کردن آهنگ جست وخیز میکردن وبا توقف آهنگ می ایستادن خب بپهئها باتوجه به سن وسالشون این بازی تمرکزی رو انجام دادن ونسبت به قطع شدن آهنگ عکس العمل نشون میدادن..

یهو دیدیم یه گردوغباری تو آسمون به راه افتاده آسمون تاریک شده وهوا پراز گردوخاک بازی رو تمومش کردین که هوای آلوده بچه هامونو اذیت نکنه ،این ذرات گردوغبار روی عکساهم شاهد صحبت هامونه

 

 

 

 

 

 

این 10 جلسه پرشورو هیجان باهمکاری مامانا علی الخصوص خاله فاطمه مامان ماهرخ که استارت پروژه رو زد با نتایج رضایت بخش به پایان رسید حتما دوره بعدیمون پربارترهم خواهد بود خاله جونی ممنون

 

| پنجشنبه سوم مهر ۱۳۹۳| 10:29 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)