بازی (25)کاربانخ وقیچی ونی از دامنه بازیهای گروهیمون
آخرین جلسه این دوره بازیهامون تو اولین روزای پاییز هزار رنگمون تو سازمان آتش نشانی تو کار با نی ونخ خلصه شد بازی این شکلی بود که با نی های باریک سفت که قبل ترها برای آبمیوه ها کیسه ای یا همون ساندیس ها استفاده میشد ،بریده شده بودن به اندازه یک سوزن وته نی ها با یک چیز نوک تیز که رو حرارت قرارگرفته سوراخ سوزن رو ایجاد کرده بودیم وازاون نخ کاموا رد کرده وگره میزدیم وبه دست دردونه ها میسپردیم مقداری هم نی آبمیوه تاشو که برش زدنشون براشون سخت نباشه بهشون دایم ویک قیچی تا برش بزنن تو هر اندازه ای که دوس دارن وبعد با اون سوزن دست ساز ریسه درست کنن وهرکی تو خیالش اسم این ریسه رو یه چیزی میذاشت گرچه که همه ریسه ها شکل هم بودن فقط تفاوتش تو دید وتخیل کودکانمان بود ...
ثمینک من میگفت گردنبند
یاسین میگفت ماشین گنده همون هیجده چرخ رو میگفت
سپهر آتش نشان وعاشق آتش نشانی میگفت شیر آتشنشانی ساخته
صدف میگفت سرویس جواهرات و....
اینجا دخترکم با تمرکز زیاد سعی در برش زدن نی ها داره براش یکم سخت مینمود اما تا زمانی که خسته نشد تلاششو کرد واین اولین تجربه درست استفاده کردن از قیچی اش بود
![]()
فدای اون انگشتای ظریفت بااین فیگور تمرکزت



اولین سازه گروه گردنبند ثمینکمان


ژست آرشیدایی



پایان بخش برنامه دردونه ها باید با پخش کردن آهنگ جست وخیز میکردن وبا توقف آهنگ می ایستادن خب بپهئها باتوجه به سن وسالشون این بازی تمرکزی رو انجام دادن ونسبت به قطع شدن آهنگ عکس العمل نشون میدادن..
یهو دیدیم یه گردوغباری تو آسمون به راه افتاده آسمون تاریک شده وهوا پراز گردوخاک بازی رو تمومش کردین که هوای آلوده بچه هامونو اذیت نکنه ،این ذرات گردوغبار روی عکساهم شاهد صحبت هامونه




این 10 جلسه پرشورو هیجان باهمکاری مامانا علی الخصوص خاله فاطمه مامان ماهرخ که استارت پروژه رو زد با نتایج رضایت بخش به پایان رسید حتما دوره بعدیمون پربارترهم خواهد بود خاله جونی ممنون


بازی (25)کاربانخ وقیچی ونی از دامنه بازیهای گروهیمون
