همایش شیرخوارگان نمادین
البته ناگفته نمونه که بخاطر حال نداری ثمین خانوم که کمی سرماخورده شده بود ما دیرتر جنبیدیمو ووقتی رسیدیم مهدیه شهر، واویلا یه جمعیتی پشت در ایستاده بودن،هزار الله اکبر!!!!هیچی دیگه جا نشدیم یکم ماتم زده جلوی در ورودی چمپاتمه زدیم شاید فرجی بشه که شد و ماتونستیم با یه حرکت تیز وارد مهدیه بشیم اما وارد شدن هماناو له شدن ومچاله شدن همانا...
اینجور شد که یه گوشه چند دقیقه ای ایستادیم اما اونقدر جمعیت زیاد بود وهوای داخل مهدیه کثیف که از گرما یه لایه عرق برپیشونی ثمین نشست خودمو که بمونه...اینطور شد که نتونستیم تو مراسم اونروز شرکت کنیم ومجبور شدیم برگردیم خونه البته محوطه بیرون فرش شده بود اما سایه خیلی سرد وآفتاب خیلی داغی داشت که من با مریض حالی دخملمون صلاح ندیدم بمونیم ....
ایشالله دوستان برای سالهای بعدتر برنامه ریزی بهتری کنن که اگه عمری بود ماهم بتونیم تو مراسم شرکت کنیم
اینجا ازثمین میپرسم چیکارمیکنی عزیزم؟میگه الهی مامانیم خوب بشه







همایش شیرخوارگان نمادین
