بازی(41)بازهم تمرین خلاقیت وتصویر سازی
اما این دفعه با لگوهاش سعی میکنه یه چیزایی که برای من قابل فهم باشه بسازه وبعدم صدام میکنه وبهم توضیح میده که چی ساخته....

اینجا برج دست ساز دخترم مستقرشده


اینم قطار دخترم که به قول خودش داره میره تهران پیش جونش(خاله فائزه) بعدترشم میگه داره میره شاهرود پیش رضام(دایی رضا)

اینجا ازش پرسیدم اینا چی هستن؟
میگه:قفسه

میگم حالا داری چیکار میکنی؟؟؟؟ میگه :دارم قفسه مو پرمیکنم..........

این روزا خیلی به خاله بازی وچیدن وسایلش وشکل بازی با لگوهاش یا هرچی که دم دستش باشه سرگرم میشه دیگه مثل ماه گذشته عشق نقاشی کشیدن نیس .....منم راحتش میذارم هرطور که دوست داره سرگرم باشه
وااای وااای از خاله بازیش گفتم تمام مدت سرگرم آشپزیه ...اونقدر برامون غذا میپزه واینقد دستور غذایی ردیف میکنه که واویلا از این بچه....
آشگوشت(آبگوشت)،کباب،مرغ،تاس کباب،عدسی،اشکنه....


بازی(41)بازهم تمرین خلاقیت وتصویر سازی
