همه چی از نو....
سلام وسلام..... ما تازه به این خونه نقل مکان کردیم...قبلا تو بلاگفا خونه داشتیم یه کلبه که پراز خاظرات رنگی دخترکمون بود یه روزی یه جوری کلبه مون بهم ریخت ...خاطراتمون هم پرید ما هیچ جا وهیچ جا اونا رو ثبت نکرده بودیم.....حالمون خیلی بد بود ...ما این خونه رو قبل ترها ساخته بودیم اما دیگه دل ودماغشو نداشتیم که بیایم اینجا از اون روزا بنویسیم ...حالا که یکم از اطلاعاتمون برگشته یه استارت زدیم وهمه چی رو جمع کردیم اومدیم اینجا......خیلی از پست هامون آسیب دیده....یکمشو اوردیم.....تمام پست های شرح کارگاه خلاقیتمون پریده وتا دوباره بشینم جمع وجورش کنم زمان میبره ولی انجامش میدم....اونایی هم که پریده ونیس...دیگه نیس کاری از دستم برنمیاد...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
9:54
ببخشید...
به خاطر بهم ریختگی قالب وبمون تو این چند روزه عذرخواهیم ....هرچی منتظر شدیم درست شه فایده نداشت بالاخره عوضش کردیم........ ...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
9:55
بدون شرح عیدانه
ثمین با هفت سین خودش عیدی هایی که با کمک هم ساختیم اینقدر تو این دیدوبازدیدها دوست داشت نوزاد رو بغل کنه وکلی باهاشون سرگرم میشد صبحانه بفرمایید مهمون ثمین خانوم، جیگر..... هفت سین مامان ویترایش کارخودمه تفریحی درود وناهار خانوادگی وهفت سین مامان نوری ما...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
18:08
سفرنامه(3)
پست جامونده 93..... قبلا در مورد سفر تفریحی کوهنوردیمون به بندرعباس -قشم صحبت کردیم ...ما توی بهمن ماه با همنوردامون تصمیم گرفتیم بریم سفر و برنامه قله هم داشتیم اینجا از دوستان پرسیدیم شرایط رو ودلگرمی دادن به ما که ماهم میتونیم صعود کنیم اما اونجا که رفتیم راهنما اجازه همراهی به ما نداد وخبر از آبو وهوای خیلی گرم وخشک داد..که منو ثمین مجبور شدیم خوابگاه بمونیم ....شب قبل صعود دختری ما با اجرای جیغ ودادهایی که خبر از ناخوشی احوالش میداد برنامه پدر را نیز کنسل کرد وهمه در کنار هم فقط از برنامه تفریحی گروه استفاده کردیم نه کوهنوردی.... این سفرنامه به روایت تصویر &n...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
9:07
یلدا93
یلدا(93) یلدا 93به روایت تصویر | پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴| 9:0 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون ...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
9:00
سفرنامه (2)
این سفر خانوادگی اواخرشهریورماه 93 مونه به شمال کشورمون واز پست های جامونده ...
نویسنده :
مامان سمیه جونم
8:25



