ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

وروجک کوهنورد

چهارده ماهگی نی نی عسلی من

یکی دو روزی گذشته بود. از پایان سیزده ماهگیت منظورمه!! جمعه بودوشبش توی تب داشتی می سوختی وعمه حاجی من ما رو واسه نذری آش  بی بی دعوت  کرده بود وقتی داشتم لباستو عوض می کردم دیدم تنت دون دون شده ترسیدم به مامانی لیلا زنگ زدم گفت شاید آبله مرغان باشه به خاله زنگ زدم گفتم که شبش تب سنگینی کردی و الان تنت دون دونه اونم گفت به احتمال زیاد آبله اس تازه یادم اومد که شب مهمون داریم ودوستامون قرارهه همه امشب بیان خونمون از یه طرف نگران شدم که بچه های اونا که نوزادم بودند مبتلا بشن تصمیم گرفتیم اول ببریمت خونه خاله اگه گفت آبله اس به بقیه زنگ بزنیم برنامه امشب رو کنسل کنیم.بلافاصله رفتیم خونه خاله گفت شکل آبله نیستن چون دونه هاش به هم وصل بودن ول...
11 13

وقتی به داشته های خودت قانع نیستی!!!!

همیشه به هرچی که متعلق به دیگران باشه وتو خواسته باشی چه با شکلک های دلبری چه با جیغ دلخراش بدددده خودتو به هدفت نزدیک تر می کنی و....مثلا توی این عکس که کلاه و شال گردن دختر خاله (فاطمه)رو صاحب شدی...ای داد بیداد از دست تو دخمل... . واما از یورتمه رفتنت با اسبت که یکی از اسباب بازیای دوست داشتنیته... از همون نوزادیتم عاشقش بودی.... وقتی احتیاج به آزادی داری!!!!!(بدون شرح) عجب صبری مامان دارد!!!!! دوستاتم بزرگتر شدن..... ...
21 13

سلام زمستون

این دومین زمستون زندگیته ... تو عاشق برفی با اینکه تو پاییز فقط دوبار برف کوچولو باریده ولی تو همئن بار اول که بهت گفتیم اینا که از آسمون می باره برفه یاد گرفتی و هروقت تو گزارش هواشناسی بارش برف تو شهرای مختلف رو نشون می ده بدو بدو کنان به سمت تلوزیون میری میگی بف بف بف.یه وقتایی که با بقیه مشغول صحبت باشمو توی تلوزیون بارش برف نشون بده یه دادو قیلی راه می اندازی که حرف نزن ببین بفه  بف بف!! اولین روزای زمستون مصادف شده با اربعین حسینی (السلام علیک یا اباعبدالله الحسین) اینم یه عکس تو روز اربعین ...
1 13

تولد پسرخالمه...

امروز ششم دیماه تولد ابولفضله منو ثمین دیروز رفتیم بازار یه بلوزویه کتاب اریگامی(بازی با کاغذ) واسه تولد ابولفضل خریدیم.امروزم که جمعه اس باباجون رفته کوه ماهم تو خونه موندیم وقراره با هم یه کیک واسش بپزیم.انگری برد خیلی دوس داره میخوام واسش کیک انگری برد بزنم گرچه که شما همکاری نکردی وتا آماده شدنش کلی کلافم کردی.وقتی آماده شد باباجونم برگشته بود وما رو رسوند خونه خاله اینم عکس یادگاری با پسرخاله جونی.... ...
6 13

خداحافظ پاییز

خداحافظ دومین پاییز عمرم..... یه عکس پاییزی تو آخرین روز این فصل تو حیاطمون که رنگ پاییز داره الهی صدتا یلدا رو ببینی عزیزم متاسفانه از میز یلدای مامانی عکسی ندارم .تا به خودم اومدم همه چی نیست ونابود شده بود. با آرزوی یلداهای خوش بوسه دخترم از گونه درسا جونی ...
8 13

اندر احوالات پانزده ماهگی

ازبازی هات بگم عزیزم....  1.قایم باشک بازی رو دوست داری ولی بلد نیستی قایم بشی فقط دوست داری پیدا کنی 2.گل یا پوچم دوست داری و بازی می کنی 3.لگو چینی ام دوس داری 4.حلقه هوشتم می چینی 5.قطار بازی با صدای هوهوچی چی دوس داری وتقلید می کنی 6. عموزنجیربافو میخونم صدای حیووناشو تو می گی 7. اتل متل رو بلدی نقاشی دوست داری عکسای تو کتاباتو می شناسی بیشتر اعضای بدنتو میشناسی مثل دست وپاو گوش ومو چشم بینی دندون گوشواره بعضی آهنگای کودکانتو نصفه نیمه تکرار میکنی معذرت میخوام که الان خیلی کاراتو یادم نمیاد قول میدم به زودی ثبتش کنم ...
8 13

از دامنه شاهکارای وروجک

این کاری رو میخوام بگم حدود یک ماه پیش انجام می دادی اما مامان فراموشکار بازم یادش رفت ثبت کنه البته توام چندروزیه انجامش ندادی واونتقلید کردنه.... خاله زهرا بعضی روزا که لازم میشه میادخونه مامانی ویه سری آمپول تقویتی وضد درد رو بهش تزریق میکنه و از اونجا که تو جوجوی خونه مامانیشونی یکی دوباری این صحنه رو دیدی و ماه پیش اولین بار یه خودکاربرداشتی وتریپ آمپول زنی ومیگفتی جیز جیز.تا دیروز که دوباره یه بار دیگه اینکارو انجام دادی من تو آشپزخونه بودم که دیدم یه چیز نوک تیز پیدا کردی و هی به پام فشارش میدی و میگی جیز جیز بعدش میگی اوم اوم یعنی صدای گریه ی منو در میاری  کف کردم از این کارت طلاجونم.حالا ماجرا به اینجا که ختم نشد واسه ...
11 13

اولین برف کوچولوی زمستون

(شرمنده اتم عزیزم که پست هارو دیر آپ میکنم ....بوس بوس) سلام وصدسلام.... قبلا گفتم دخمل من عاشق برفه و و و ولی برفم نمیاد... تا اینکه دیروز غروبی یه عالمه سرما ریزه از آسمون می اومد من دوست داشتم این سرما ریزه ها برف بشن که بعد یکی دو ساعتی شدن ثمینم از دیدن برفا خیلی خوشحال شد گرچه که خیلی کم بود ولی بود دیگه نمیشه منکرش شد دیگه... ما که ترسیدیم تا برف بعدی که شاید من نباشم و اگه باشم شاید برف نباشه خلاصه بگم دستپاچه شدیمو زود از این یه کوچولو برف عکس انداختیم(عکسامونم خوب نشد) وتموم اون شب وروز بعدش عشق من می گفت بف بف بف.. ...
14 13