از دامنه شاهکارای وروجک
خاله زهرا بعضی روزا که لازم میشه میادخونه مامانی ویه سری آمپول تقویتی وضد درد رو بهش تزریق میکنه و از اونجا که تو جوجوی خونه مامانیشونی یکی دوباری این صحنه رو دیدی و ماه پیش اولین بار یه خودکاربرداشتی وتریپ آمپول زنی ومیگفتی جیز جیز.تا دیروز که دوباره یه بار دیگه اینکارو انجام دادی من تو آشپزخونه بودم که دیدم یه چیز نوک تیز پیدا کردی و هی به پام فشارش میدی و میگی جیز جیز بعدش میگی اوم اوم یعنی صدای گریه ی منو در میاری کف کردم از این کارت طلاجونم.حالا ماجرا به اینجا که ختم نشد واسه بازی همه عروسکاتو اورده بودم تو هال کنار دیوار چیدم وتو تموم اون عروسکارو آمپول زدی وبه جاشون گریه می کردی تا رسید به گوشی تلفن که اونم آمپول زدی و گریه کردی وبعدم بغلش گرفته بودی آرومش می کردی و می گفتی نانا نانا نمیدونم اینا رو از کجا یاد گرفتی معرکه ای والا.....


از دامنه شاهکارای وروجک
