بازی(34)بادخزون وبرگ ریزون پاییزی از دامنه بازیهای گروهیمون
سلام این آخرین جلسه از این ترممون باعنوان کارگاه مادر وکودکه....
رو به سردی هوا ونبودن کارگاه مادرو کودکی درشهرمون ومعذب بودن مادرها در تهیه این مکان ورفت وآمد بچه ها تو این هوای سرد مادرها رو برآن داشته که فعلا از ترم جدیدی خبری نیست البته مامان ماهرخ تموم تلاشش اینه که بتونه مجوز این کارگاه رو بگیره..
این جلسه ما قراربود توی طبیعت بوژان برگزار بشه اما چون هفته های پیش سرمای عجیبی رو تجربه کردیم وهماهنگ نشدن برنامه های مامانا این جلسه تو فضای خونه شبیه سازی شد
این شاخه های درخت رو مامان هدیه اورده بودبعدم مامان ماهرخ با ماسه ظرف ها رو پر کرد واون شاخه ها رو کاشت ودخترکانمان با تنها پسرمون سپهر که علاقه ای نداشت تو این بازی همراهمون باشه طوفانی شدن وزوزه کشان از میان درختچه ها عبور میکردن وبرگ های سبز رو با دستاشون میکندن وروی زمین میریختن..

دخترک من هم سخت مشغوله وهوهو کشان برگارو میکنه وبه من نشون میده...
امروز ازهمه فعال تر بود علی رغم اینکه هم گروهیاش سپهر وماهرخ همکاری نمیکردن ثمین کوتاه نمیومد



اینجاهم به حق خودش قانع نیست وسری به درخت دوستاش زده تا تو ریختن برگ هاشون کمکشون کنه البته که درخت خودشو لخت کرده...

اینم درخت دخملی...






حالا مرحله دوم کار...
واسه بچه ها گفته شد که فصل تابستون با برگهای سبزش جاشو میده به پاییز با برگ های زرد وقرار شد بچه ها با برگ های زرد وچسب های نواری که در اختیارشون گذاشته شده بوددرخت پاییزی واسمون به تصویر بکشن




دخترکم برگ های زرد وقهوه ای رو از توی برگ ها پیدا میرد وهی تاکیدی میپرسید این زرده؟؟این قهوه ای؟؟وتموم اون درختی رو که لخت کرده بود با برگ های پاییزی پرکرد....

خسته نباشی گلگم همیشه شاد باشی وپرانرژی...
با آرزوی قشنگترینها برات...دوست دارم


بازی(34)بادخزون وبرگ ریزون پاییزی از دامنه بازیهای گروهیمون
