این روزها....
اون روزامونو یادتونه اون گردشه رو ،جمع کردن برگارو از طبیعت ...
آره این شده نتیجه اش که میخواست کاردستی درست کنه
الان که دارم این پست رو میذارم داره با خودش حرف میزنه...منو ومامان بابام اینجا رفتیم برگ جمع کردیم اینا رو تو خونه مامانی چسب آبکی زدم ،خاله زینت بهم چسب داده.....

یه روز بخودم اومدم دیدم کش موهاشو خالی کرده وکش سبزهارو یه جا جدا دسته بندی کرده
اینم تمرین تفکیک کردنش بوده که بدون دخالت من انجام داده...

| چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳| 11:0 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این روزها....
