ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 3 روز سن داره

وروجک کوهنورد

9ماهگی عشق قشنگم

13/0/29 22:9
120 بازدید
اشتراک گذاری
شیطنتای دخترخاله بعد از مراسم سوا کردن هسته های آلبالو واسه پختن مربا




در اوایل نه ماهگیت دندانهایت در آمدند(دو دندان پیش پایین)شعرها وبازیهای آشنا را می شناختی وبا شنیدن اسمت سرت را فورا برمی گرداندی حمام کردن را خیلی دوست داشتی وبا گربه های توی حیاطمون دوس شده بودی هر روز چند دقیقه ای رو پشت درب توری حیاط خودتو باهاشون سرگرم می کردی نزدیک ماه رمضون می شدیم ویه برنامه تفریحی گلگشتی با مامانی ودایی هاشون رفتیم روستای بار علی رغم اصرار بقیه که می گفتن تو رو با خودمون به آبشار نبریم ولی ما گوش نکردیم وتوروبا خودمون بردیم آبشار تموم مسیر رو بغل باباجون بودی خاله زینت ودایی رضاهم اومده بودن خوش گذشت .ما بهت می گفتیم ثمین یک دو توبلافاصله جواب می دادی 10.شعر خوندنتم ببیی میگه بع بع...دنبه داری نه نه.... هدچقدرم ازت می پرسیدن خسته نمی شدی جواب می دادی .معمولا پای تلفنم شمردنو شعرتو می پرسیدن جواب می دادی دنیا دنیا دوست دارم وروجکم

بقیه عکسا در ادامه مطلب


ثمین وبابا در مسیر آبشاربار



پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)