ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

وروجک کوهنورد

السلام علیک یا علی ابن الحسین

السلام علیک یا ابا عبدالله تاسوعاو عاشورای حسینی رو تسلیت میگم توی این لحظه ها ماروهم دعا کنین مخصوصا مامانی لیلای ثمینمون رو.... التماس دعا   | یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳| 16:22 | مامان سمیه جون | رد پاهاتون   ...
11 آبان 1393

بالاخره تموم شد..

سلام امروز دومین روز بعداز تولد ثمین جونه دیروز که بادنیایی از خستگی فقط مشغول جمع کردن ریخت وپاشا بودیم خیلی کار داشتیم لحظه ای برای سرخاراندن نداشتیم ...   صبح که اومدیم خونه مامانی لیلا وکمک خاله جونی کردیم چون بلیط داشتو وراهی بود میخواست بره تابردیمش ایستگاه و برگشتیم ظهر شده بود تولد خوبی بودخداروشکر .. ممنون همه دوستان ...  همه مهمونا که دعوت شده بودن اومده بودن تقریبا همه چی همونجوری که میخواستیم پیش رفت به جز یه چیزای کوچولو که یادم رفت مثلا پخش کلیپ عکسای نوزادیش تا دوسالگیش... ...
4 آبان 1393

سخت مشغولیم...

این روزا منو ثمین سخت مشغولیم  ما داریم آماده میشم تا یه مراسم تولد واسه این عشق خدایی مون برگزار کنیم یه روز دیگه مونده تا تولد نازگلکم اما به خاطر دلایلی ازجمله اینکه خاله جونش آخر هفته فقط میتونه بیاد ما مراسمشو قراره آخر هفته برگزار کنیم من اصلا دوس نداشتم تاریخ مراسم با زمان واقعی تولدش فرق کنه اما بعضی وقتا باید تسلیم شرایط شد...   خیلی خوشحاله  شاد شاد ... پابه پای من کمک میکنه وهمش تو فکر تولدشه ومدام میپرسه مامان جووون تولد میخری؟؟؟میگم مگه تولد خریدنی؟میگه آره!!!! میگم چیه تولد میخرم ؟میگه کیک ،کلاه اگه خدا بخواد وهمه چی رو برنامه پیش بره میخوایم قبل از شروع محرم یه تولد...
28 مهر 1393

بازی (32) ساختن آکواریوم با مقوا ومدادپاستیلی ازدامنه بازیهای گروهیمون

مقوا داشتیمو پاستیل و قیچی ... باید رو مقوای آبی که در نقش آکواریوم بود ماهی دست ساز با مقوای قرمز میچسبوندیم... این کار واسه شما یکم زود بود بیشتر من کمکت کردم اما خودتم از نقاشی خودت لذت میبردی و تو تصور خودت آکواریوم ماهی نقاشی میکردی وبرای من توضیح میدادی که چی کشیدی      وتوچسبوندن ماهی ها بخوبی همکاری میکردی...    واما آکواریوممون آماده اس... میریم تا از این هوای بارونی امشب نهایت لذتمون روببریم تاشرح کار جلسه بعدمون خدانگهدار وعید غدیر پیشاپیش به دوستان تبریک،لحظه هاتون پرازشادی ...
20 مهر 1393

بازی(31) شناخت خطوط ودنبال کردن خط چین ها از دامنه بازیهای گروهیمون

سلام وصدسلام اومدیم با شرح حال وشرح کار بعدازظهر امروزمون.... کاربرگ هایی دادن بهمون تقریبا متناسب با سن بچه ها قرارشد که بچه ها خط چینا رو پررنگ کنن وسپس از رو خطوط ببرن      اینجا به ثمین گفتم که بادکنک ها بالا رفتن یه بادکنکم پایین  که دوست داره بره بالا واونم با دقت گوش کرد وبعدا همینارو برام تعریف میکرد واین برای تثبیت مفهوم بالا وپایین تو ذهنش بود  اینجا میپرسید اینا چین؟؟گفتم شکل خط های تو خیابونن بهشون میگن خط راست... اونم این خط  چین رو بنام خط توخیابون میشناسه  اینا رو بنام خط مورب شناخت ...
19 مهر 1393

بازی(30)کار با مقوا چسب حبوبات روی نقاشی از دامنه بازیهای گروهیمون

سلام یه روز دیگه ویه جلسه دیگه اولش بهمون مقوا دادن بعدش چسب وبعدش سفره کار وبعدشکمی حبوبات های رنگارنگ و گفتن یه نقاشی بکشیم رو مقوا وبدیم به دردونه ها تا بچسبونن این حبوبات را روی طرحشون یا هرجور که راحتن  اون کوه بلندشه میگفت مامان کوه بلند بکش گفتم چرا ؟باباجونم رفته این بالا (باباجونش برنامه دوروزه  کوه بینالود رفته ) بعد مثل همیشه ثمین ساخته ویک جوجه         | شنب...
12 مهر 1393