ثمین جونمثمین جونم، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

وروجک کوهنورد

بازی (28)کار کلاژ یا همون ترکیب نقاشی با اشیا

امروز دخترم ازم پرسید  میریم کلاس؟گفتم نه کلاس نداریم ....   نقاشی بریم... کفتم نه جلسه نقاشی گذشت دیگه ... گفت گل بازی بریم ... گفتم تازه اگه کلاس بریم کلاس گل بازیم نیس گفت کلاس چیه؟؟ من چی بگم به این طلا ،معنی کلاژ رو نمیدونست با اوردن یک کاغذ وکمی حبوبات ومداد رنگی سعی کردم بهش منظورمو بفهمونم که گفت مامان درست کن!! ...
8 مهر 1393

ازی(27)رنگ بازی ومهر زدن با رنگ از دامنه بازیهای گروهیمون

توپاییز هزار رنگ ماهم از در دوستی با رنگامون اومدیمو جلسه بازی امروزمون رو با ترکیب رنگا و مهرهای دست ساز مامانا البته بیشتر مامان سپهر شروع کردیم امروز فضای کلاسمون از محیط روباز به آپارتمان آرشیداشون منتقل شد چون هوا روبه سردیه ومامان آرشیداجون لطف کردن وآپارتمانشون جایگاه موقت بازیهای گلدونه ها کردن ازشون بینهایت متشکریم.. روند کلاس با چسباندن مقواها به هم وترکیب رنگها وبرش مهرهها شروع شد هرکدوم از بچه ها با مهراشون به رنگا میزدن واثرش رو مقوا رو میدیدن ثمینک من انگشتش رو تو رنگا میکرد وسپس به مهراش میزد اینجور که مهر تو رنگ نمیرفت طرحش بهتر پیدا بود   &nb...
7 مهر 1393

بازی (25)کاربانخ وقیچی ونی از دامنه بازیهای گروهیمون

آخرین جلسه این دوره بازیهامون تو اولین روزای پاییز هزار رنگمون تو سازمان آتش نشانی تو کار با نی ونخ خلصه شد بازی این شکلی بود که با نی های باریک سفت که قبل ترها برای آبمیوه ها کیسه ای یا همون ساندیس ها استفاده میشد ،بریده شده بودن به اندازه یک سوزن وته نی ها با یک چیز نوک تیز که رو حرارت قرارگرفته سوراخ سوزن رو ایجاد کرده بودیم وازاون نخ کاموا رد کرده وگره میزدیم وبه دست دردونه ها میسپردیم مقداری هم نی آبمیوه تاشو که برش زدنشون براشون سخت نباشه بهشون دایم ویک قیچی تا برش بزنن تو هر اندازه ای که دوس دارن وبعد با اون سوزن دست ساز ریسه درست کنن وهرکی تو خیالش اسم این ریسه رو یه چیزی میذاشت گرچه که همه ریسه ها شکل هم بودن فقط تفاوتش...
3 مهر 1393

بازی(26) طراحی اعضای بدن از دامنه بازیهای گروهیمون

خداحافظ تابستون گرم ،امروز آخرین عصر تابستون رو با دوستامون گذروندیم وغروب آخرین عصر تابستونمونو توی سازمان آتش نشانی باکلاس طراحی اعضای بدن دومین تابستون زندگی دخترنازمم دامنشو جمع کرد وجاشو به پاییز داد حالا پاییز از راه رسیده ودامنشو توی دنیای خاطرات دخترم پهن کرده بهترین روزا با بهترین آرزوها رو به یه دنیا قاصدک سپردم که بیارن تو لحظه هات عزیزم امروز قرار شد که دردونه ها روی مقواهای سفید دراز بکشن ماهم اونا رو دورگیری کنیم وبعدش بچه ها اعضای بدنشونو باتوجه به شناخت خودشون از اعضای بدن روی مقوا پیاده کنن دخترمن که خیلی سریع روی مقوا دراز کشید وبا گرفتن یه ژست عالی و تکون نخوردن در طی دورگیری بامن همکاری میکرد. ...
31 شهريور 1393

بازی(24)بادکنک بازی از دامنه بازی های گروهیمون

سلام وسلام امروز عصر دوباره با دوستامون جمع شدیم واسه یه بازی جدید ،هستی که خواهرکوچولوش دیروز بدنیا اومده وحسابی گرفتار نیومده کلاس صدرا وکیانا هم نیومدن مامانش میگه درگیری دارن که شرکت نکردن آرشیدا مسافرته دوستای امروز: ترمه عضو جدید سپهر شاهرخ ماهرخ ثمین صدف یاسمین یاسین بازی اینجوری شروع شد که به بچه ها یه بادکنک داده شد مامانا بادکنک ها رو باد کردن وباید بچه ها روی یک خط صاف می ایستادن و مادرها روبرو شون وبادکنک ها برای بچه ها پرتاب میشد واونا با جهیدن باید بادکنک رو بغل میگرفتن دخترکم وبغل گرفتن بادکنکش       ...
30 شهريور 1393

بازی (23) ماهیگیری با ماهی های کاغذی از دامنه بازیهای گروهیمون

دوباره یه عصر دیگه ویه دورهمی دوستانه ویه بازی هیجان انگیز دیگه،گاهن با این بازی ما مادرا هم تخلیه میشیم.... امروز قراره با این طرح ها ی چاپی که میبینیم یه کارایی انجام بدیم یعنی اولش قراره دردونه ها وشاخ شمشادا این ماهی خوشگلا رو رنگ کنن که از این رنگ توسط ثمین ناناز همین خط های ماندگار بسی مانده خب ثمین کوچیکه ومفهوم رنگ آمیزی براش قابل درک نیش فکر میکنه رنگ آمیزی هم همون نقاشیه.....     حالا ما هم کمی تقلب رسانده وماهی دخترکمان را برا ی مرحله بعد آماده میکنیم(البته همه مادران مجبور به کمک شدن)...خخخخخخخخ حالا باید شکل ماهی ها را برش میزدیم من عا...
25 شهريور 1393

آشنایی با سازمان آتش نشانی از مجموعه فعالیت های گروهی مون

ما امروز  قصد نداشتیمتو این برنامه شرکت کنیم چون فکر میکردیم واسه سن دخترمون مفید نیس واز الان آموزش اینچنینی زوده،  یکم با خودمون کلنجار رفتیمو به این نتیجه رسیدم که حالا هیچی نصیبمون نشه دخترم دوستاشو میبینه وتصمیم به شرکت تو کلاس گرفتیم با اینکه تعداد کمی از دوستان در برنامه شرکت کرده بودن ولی کلاس تکاپوی خودشو داشت وبچه ها تا وارد مرکز شدن دست به سنگ شدن گرچه که دخترم من به این دیواره مصنوعی علاقه نشون نداد ووقتی ازش خواستم بره رو دیواره خیلی صریح گفت :دوست ندارم،ماهم اصرار نکردیم یکم زمان برد تا با محیط اخت بشه واسه همین زمانی که دوستاش بعد از آشنایی با کفش و لباس آ...
25 شهريور 1393

بازی(22) کار با کاغذ رنگی وچسب از دامنه بازیهای دست ورزی گروهیمون

خذارو شکر که بازم تونستیم دور هم جمع بشیم و از دور هم بودن و تماشای بازی دردونه هامون شاد بشیم ولذت ببریم وخدا رو برای دادن بچه های سالم شاکر باشیم... بریدیم وبریدیم چسبوندیم وچسبوندیم همه تیکه های کاغذ رنگیامونو هم ما مامانا هم بچه های گلمون اینجوری بود که گلدونه ها نباید از قیچی استفاده میکردن باید با کمک گرفتن از انگشتاشون کاغذ رنگیا رو تا جایی که میتونستن ریز میکردن و بعدش به کمک چسب  داخل طرح هایی که به هرکس متناسب سنش  طرحی داده شده بود رو به جای رنگ امیزی پر میکردن....     این طرح ا...
9 شهريور 1393

گل بازی از مجموعه بازیهای گروهی

 برنامه گروهی امروز گل بازی و دست به خاک شدن بود که دوستان سرساعت جمع شده بودن اما شما از برنامه قبلی دچار یه تب شدیدی و خیلی بدقلق وبهانه گیر علی رغم اینکه میدونستم حال وحوصله بازی نداری اومدیم تا شاید حال وهوات عوض بشه و دست به بازی ببری که نه خیر اصلا دست به گل نشدی مهمونای امروز ما امیرمحمد ومهرشاد(دایی زاده هات) بودن با اینکه تو بازی با امیرمحمد ومهرشاد رو خیلی دوس داری بازم کوتاه نیومدی اما دوستات خیلی زود با گل ها انس گرفتن اینم شرح ماجرا به روایت تصویر...       کار امیرمحمد  ماهرخ هستی مهرشاد وکارش ...
28 مرداد 1393